آتيش پاره
اگر ماه بودي-به صد ناز- شايد مثل ابدیت ساده بود
و دلیل حضورش را نمی دانستم وقتی از میان کلمات می گذشت نگاهش در نمی زلال چنان آفریده می شد که صفتی بی بازگشت به او می داد انگار از همه ستارگان گذشته بود و چون اعترافی ساده ترکیب خود را بر هم زده بود و کسی او را نمی شناخت. منشور روحش قانون گندم بود که به حس ششم یک جوانه می پیوست و دلیل حضورش را نمی دانستم......... پ ن: سلام دوستان حرف خاصي نيست.........فقط اين كه من اومدم!
اگر ماه بودم، به هر جا كه بودم
سراغ تو را از خدا مي گرفتم
و گر سنگ بودم، به هر جا كه بودي
سر رهگذار تو جا مي گرفتم
شبي بر لب بام من مي نشستي
وگر سنگ بودي، به هر جا كه بودم
مرا مي شكستي، مرا مي شكستي
| Design By : Night Skin |


