آتيش پاره
وقتی نمی دانم كجایی هوس می كنم فقط چای بنوشم آری وقتی نمی دانم هستی يا نه شروع می كنم به رژيم گرفتن اما تمامی فرداها كه بيدار می شوم می بينم كه صورتم زبرتر شده آری وقتی كه می دانم كه نمی دانم هوس می كنم فنجان ديگری چای بنوشم و فقط آهنگ های بی ربط گوش دهم آری وقتی كه می دانم كه نمی دانم ترجيح می دهم كه بخوابم . « نارين محمدی » ای كلاغ ، ای كلاغ منقارت را بر لبانم نِه و ببوس مرا و بنوشانم رهایی را ای كلاغ بگذار لمست كنم و بار گيرم از پروازت و بياموزم رهایی را از بويت ای كلا . . . تماشاگران را باكی نيست بگذار لبانم از منقارت جان تازه ای گيرد . « نارين محمدی » مضطرب تر از هميشه خواب می بينم تشنگی تكه تكه وجودم از بافت دست هايم پيدا است آسوده ام وقتی در لفاف ناموس تو به خواب می روم و می ترسم از بيداری كه مرا از ميان بازوانت بيرون كشد و به شهر برگرداند و له شوم از نگاه تغيير ناپذير مردم . « نارين محمدی » كِی باشد و كِی باشد و كِی باشد و كِی من باشم و وی باشد و می باشد و نی او گه ن لب می نوشد و من گه لب وی او مست ز می گردد و من مست از وی عجب عجب دارد اين اوقات راه و رسم دنيا كه دوست داشتن تو يا نداشتن من برای هيچ كس مهم نيست مهم نيست باشد حرفی نداريم خوب Sometimes to take a step of faith you need a little nudge. الهی به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده . راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر. الهی چگونه خاموش باشم كه دل در جوش و خروش است . و چگونه سخن گویم كه خردمند در برابرت مدهوش است . الهی ما همه بیچاره ايم و تنها تو چاره ای و ما همه هيچ كاره ايم و تنها تو كاره ای. الهی سالیانی می پنداشتم كه ما حافظ دین توايم . در اين شب فهمیدم كه دين تو حافظ ماست . الهی همان طور كه دينت را حافظ ما قرار داده ای ، ما را حافظ روح خدایی مان قرار بده . به حق رحمتت ای مهربان ترین مهربانان
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ديوانه كه بودم در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد، عطرصدخاطره پيچيد عطر صد خاطره پیچید لحظه ای چند بر اين آب نظر كن آب آيينه عشق گذران است تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا كه دلت با دِگران است تا غراموش كنی چندی از اين شهر سفر كن با تو گفتم حذر از عشق ندانم سفر از پيش تو هرگز نتوانم روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد چو كبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من نه رميدم ، نه گسستم باز گفتم كه تو صيادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پيش تو هرگز نتوانم اشكی از شاخه فرو ريخت ، مرغ شب ناله تلخی زد و بگريخت اشك در چشم تو لرزيد، ماه بر عشق تو خنديد يادم آمد كه دِگر از تو جوابی نشنيدم پای در دامن اندوه كشيدم نه گسستم ، نه رميدم رفت ازظلمت غم آن شب و شب های دِگر هم نگرفتی و دِگر از عاشق آزرده خبرهم نكنی ديگر از آن كوچه گذر هم بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم « فريدون مشيری» Rhythm Divine From the coast of To the All the way to I will follow you wherever you may be From the moment, I first saw you Knew my heart could not be free Had to hold you in my arms There can never be another for me All I need is THE RHYTHM DIVINE Lost in the music You're heart will be mine All I need is To look in your eyes Viva la musica Say you'll be mine Can you feel the heart of passion? Can you taste our love's sweet wine? Join the dance and let it happen Put tomorrow's cares right out of your mind As the music draws you closer And you fall under my spell I will catch you in my arms now Where the night can take us no can tell All I need is THE RHYTM DIVINE Lost in the music Your heart will be mine All I need is The look in your eyes Viva la musica Say you'll be mine Gotta have this feeling forever Gotta live this moment together Nothing else matters Just you and the night Follow on the wings of desire Now the rhythm is taking you higher No one can stop us from havin'it all You are my heart…… you are my soul All I need is THE RHYTHM DIVINE Lost in the music You're heart will be mine All I need is To look in your eyes Viva la musica Say you'll be mine Can you feel the rhythm? Can you feel the rhythm? Can you feel the rhythm? Burning… Burning Enrique Eglesias
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


