|
هنگام سپيده دم خروس سحری دانی كه چرا كند نوحه گری يعنی كه نمودند در آيينه صبح كز عمر شبی گذشت و تو بی خبری خيام اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وين خط مقرمط نه تو خوانی و نه من هست از پس پرده گفت و گوی من و تو چون پرده برافتد نه تو مانی ونه من خيام اين كوزه چو من عاشق زاری بوده است در بند سر زلف نگاری بوده است اين دسته كه بر گردن او می بينی دستی است كه بر گردن ياری بوده است خيام
راستش را می گويم آه ، كه دوست داشتن تو چنين كه دوستت دارم چه دردآور است. با عشق تو هوا آزارم می دهد، قلبم، و كلاهم نيز، پس چه كسی خواهد خريد يراق ابريشمين و اندوهی از قيطان سپيد، تا برايم دستمال های بسيار بسازد؟؟؟ آه ، كه دوست داشتن تو چنين كه دوستت دارم چه دردآور است. فدريكو گارسيا لوركا
ديروز ستاره های آبی. فردا تارهای كوچك سپيد. امروز در رؤياست گلی كه خوابيده در شكن دامن. ديروز ستاره های آتشين. فردا ستاره های بنفش. امروز اين قلب ، خدای من اين قلب كه می جهد !!! ديروز خاطره ستاره ها . فردا ستاره های مستور. امروز. . . فردا. آيا بر قايق دريا زده خواهم شد؟؟؟ آه ، پل های امروز بر جاده های آب. فدريكو گارسيا لوركا
|
About![]()
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پر پر شدنش سوز و نوایی نکنیم . پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم. یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم. Archivesآذر 1388آبان 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آذر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 آذر 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 Links
جامعه ی مجازی علمی تریبون آزاد |