|
از پشت سرش می روم يا نه می روم رو به رويش می گويم موهايتان را خيلی دوست دارم و بيشتر اوقات برای ديدن . . . از خيابان می گذرم موهايتان كه باد می خورد از پشت دوست داشتنی است می توانم پرتقالی بخورم؟ به سلامتی شما « نارين محمدی »
شب در من می زايد ستارگانش را و آدميان در زمين آهسته ترين عبورشان را تجربه می كنند پاييز را ، مردانه ترين انعكاس ماه را « نارين محمدی »
حرف های ما هنوز ناتمام تا نگاه می كنی وقت رفتن است باز هم همان حكايت هميشگی پيش از اين كه باخبر شوی لحظه عزيمت تو ناگريز می شود آی ، ای دريغ و حسرت هميشگی ناگهان چقدر زود دير می شود " قيصر امين پور"
پاييز تو را می سپارم به يك شهاب زرد به يك بوسه خيس و برگ های پياده رو را روِی ميز رها می سازم تا فصلی ديگر كه تو را بسپارم به آسمانی از استرس های خوشايند ديدار . « نارين محمدی »
در انتظار آمدنت هستم اما با من بگو كه آيا من نيز در روزگار آمدنت هستم؟؟؟؟؟؟ "قيصر امين پور" |
About![]()
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پر پر شدنش سوز و نوایی نکنیم . پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم. یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم. Archivesآذر 1388آبان 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آذر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 آذر 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 Links
جامعه ی مجازی علمی تریبون آزاد |