آتيش پاره
از پشت سرش می روم يا نه می روم رو به رويش می گويم موهايتان را خيلی دوست دارم و بيشتر اوقات برای ديدن . . . از خيابان می گذرم موهايتان كه باد می خورد از پشت دوست داشتنی است می توانم پرتقالی بخورم؟ به سلامتی شما « نارين محمدی » شب در من می زايد ستارگانش را و آدميان در زمين آهسته ترين عبورشان را تجربه می كنند پاييز را ، مردانه ترين انعكاس ماه را « نارين محمدی » حرف های ما هنوز ناتمام تا نگاه می كنی وقت رفتن است باز هم همان حكايت هميشگی پيش از اين كه باخبر شوی لحظه عزيمت تو ناگريز می شود آی ، ای دريغ و حسرت هميشگی ناگهان چقدر زود دير می شود " قيصر امين پور" پاييز تو را می سپارم به يك شهاب زرد به يك بوسه خيس و برگ های پياده رو را روِی ميز رها می سازم تا فصلی ديگر كه تو را بسپارم به آسمانی از استرس های خوشايند ديدار . « نارين محمدی » در انتظار آمدنت هستم اما با من بگو كه آيا من نيز در روزگار آمدنت هستم؟؟؟؟؟؟ "قيصر امين پور" جرات كن جرات كن تا خودت را و آنچه را كه نيستی در رؤيا ببينی جرات كن تا خودت و آنچه را كه نداری در رؤيا ببينی جرات كن تا خودت را همانگونه كه واقعاً هستی در رؤيا ببينی جرات كن تا خودت را در رؤيا ببينی و پس از بيداری صورت رؤيای واقعی ات را مشوی "Margot Bickel "
| Design By : Night Skin |

